تبلیغات
وروره جادو - شهرک سینمایی

این مطلبو یه روز که داشتم از یه همایش برمیگشتم نوشتم، طرف تو بی ار تی روبروم نشسته بود. مجبور بودم اینا رو بنویسم میفهمیدکه ، مجبــــــــــــور!!!!!

موهایش ژولیده است. کتانی شبه کاموایی به پا کرده. یعنی طرح کاموا!!!اطراف بینی اش سرخ است. گاهی با دستمال آن را پاک می کند. درست نمیفهمم گریه کرده یا حساسیت دارد. کتاب می خواند از این کتاب های مدرن کم برگ خاکستری که هر صفحه را برای اینکه بفهمیم باید چند بار بخوانیم آخر هم به این نتیجه برسیم که طرف یک جمله واقعا بی معنی به خورد ما داده!!!

مژه هایش را با بی دقتی ریمل زده، ابروهایش پر است اما نه پاچه بزی، بینی نه چندان کوچکش ناهموار است که گمان نمی کنم قصد داشته باشد آن را عمل کند!!! اعتماد به نفس غیر از این چه می تواند باشد؟؟؟؟
خمیازه کشید، پشت دندان های جلوی فک پایینش پیدا شد، جرم ندارد، معلوم است با دقت مسواک می زند.
یک بطری نوشابه سیاه روی پایش گذاشته هر دو دقیقه بازش می کند یک قلپ می خورد، و دوباره درش را با دقت می بندد، لاک قهوه ای زده کوله پشتی دمده اما قشنگ دارد، شال چروک و بد رنگی سر کرده که انگار از مجموعه لباس های شهرک سینمایی کش رفته، فکر کنم این شال قبلا در فیلم مریم مقدس بر سر زنان بوده!!!! 
ساعت بند چرمی با یک رشته مهره چوبی به دست چپش بسته. انگشتری نه قشنگ! و خیلی خاص در دست راستش است، سه نگین مانند زائده از رویش بیرون زده!!! گوشواره اش هم با انگشتر نه قشنگش ست است. لاغر است. ردا پوشیده، یک ردای کوتاه، که این را هم مطمئنم از آرشیو لباس های شهرک سینمایی کش رفته. سبز روشن است. با سنجاق قفلی تزئینی بزرگی جلوی ردا را به هم رسانده، زیر ردا بلوز و شلوار است. 
این یک آدم با سلیقه خاص است!!! هنری کم سلیقه!!! یا سلیقه شهرک سینمایی.



طبقه بندی: خاطرات روزانه، 
برچسب ها: شهرک سینمایی، مریم مقدس، نوشابه مشکی، سلیقه خاص،  

تاریخ : دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 | 12:02 ب.ظ | نویسنده : amitis kian | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • ملاک گستر